تبليغاتX
یک فنجان چای داغ
گاهنامه ای از همه مسائل!
تو مهربان بودی

- آغاز ماجرا ...

         اما 

چه سخت تشنه جام محبتت بودم ....

سخن تمام نشد

              ختم ماجرا پیدا

امید با تو نشستن

تلاش بی ثمری بود

چه کوشش شب و روزم

بسان شخم زدن روی سینه دریا

و استغاثه به درگاهت

گره به باد زدن

همچو کوفتن آب بود در هاون

مرا رها کردی؟؟؟

مرا به مسلخ سلاخان چرا رها کردی؟؟

مرا که رام تو بودم

اسیر دام تو بودم....

.......................................................................................  (حمید مصدق)

از همه انسان های آسما نی التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  ساعت 12:54  توسط هر که هستم باشم آسمان مال من است!!  |