تبليغاتX
یک فنجان چای داغ
گاهنامه ای از همه مسائل!
پرور دگارا سر بر شانه های مهربان تو گذاشته ام و برای دلم می نویسم

تو می دانی همیشه بر تو دل خوش کرده ام و

بر شانه های تو تکیه کردم

عشق کسی را بر دل راه ندادم تا تنها نام تو در سینه ام باشد

برای تو و به خاطر تو با وجود این همه سختی هنوز به زندگی ادامه  می دهم

برای تو از پا نمی نشینم

و تو می دانی که در دنیای پر هجوم آدمیانت از همه بریده ام و تنها تو را برای خود نگه داشته ام

می دانم که امشب نگاه ویژه ای بر انسان می کنی

پس مرا به خاطر آور زمان تقسیم ستاره هایت

خودت می دانی جز اندکی از سیل بی کران نعماتت نمی خواهم اما تو با جود خود با من حساب کن

مهربانم شانه هایت را از من دریغ مدار

+ نوشته شده در  ساعت 18:44  توسط هر که هستم باشم آسمان مال من است!!  |